بطلان دعوی

بطلان دعوی

در حقوق ایران و اساسا مستند بر ماده 1257 ماده قانون مدنی چنانچه کسی بر علیه شخص دیگری مدعی حقی به نفع خود باشد باید توان اثبات آن حق را داشته باشد. در جریان دادرسی امور حقوقی دادگاه رسیدگی کننده به دعوی اقدام به بررسی دلایل و مستندات خواهان می نماید تا به وسیله آن به این نتیجه برسد که آیا موضوع مورد مطالبه خواهان قابل اثبات است یا خیر. چنانچه دادگاه پس از بررسی دلایل و مدارک خواهان نتواند احراز نماید که در موضوع مطروحه حق با خواهان بوده و او نسبت به خواسته حقانیت دارد در این صورت حکم به بی حقی خواهان یا بطلان دعوی صادر می نماید.

بعضا در دادنامه ها زمانی که قاضی رای دهنده قائل به بی حقی خواهان باشد در متن حکم از عباراتی همچون ( حکم به بطلان دعوی ) ، ( بی حقی خواهان ) و یا ( عدم ثبوت دعوی ) استفاده می نماید که اثر حقوقی این اصطلاحات هیچ تفاوتی با هم ندارد. گروه وکلای دیده بان حقوق امیر در ادامه به بررسی بطلان دعوی می پردازد و از تفاوت های حکم بطلان دعوی با قرار رد دعوی و همچنین آثار آن صحبت می کند. چنانچه پس از مطالعه این مقاله نیاز به راهنمایی در رابطه با بطلان دعوی داشتید می توانید برای مشاوره با ما تماس حاصل فرمایید.

آدرس:

تهران، خیابان فلسطین شمالی، نبش کوچه شهید نجف غزایی عتیق، پلاک 475، طبقه پنجم، واحد 57

شماره تماس:

۰۲۱۸۸۹۲۸۴۵۲

۰۲۱۸۸۹۲۸۵۴۲

۰۹۱۲۴۷۲۶۶۴۱

 

حکم به بطلان دعوی خواهان یعنی چه

با توجه به تعریف فوق از بطلان دعوی می توان به این نتیجه رسید که حکم به بطلان دعوی خواهان زمانی توسط دادگاه صادر کننده رای انشا می شود که خواهان با مدارک و دلایل ابرازی خود به محکمه نتوانسته باشد آنچه را که ادعای حقانیت آن به نفع خود را دارد، اثبات نماید. در این صورت دادگاه حکم به بی حقی او و ابطال دعوی صادر می نماید. 

ورود به عنف
بطلان دعوی

 

تفاوت قرار رد دعوی با حکم بطلان دعوی

قرارها اساسا مانند احکام رای محسوب می شوند. بر اساس ماده 299 قانون آئین دادرسی مدنی قرار به تصمیمی گفته می شود که رای محسوب نشده و راجب ماهیت دعوی نبوده و قاطع آن به طور جزئی یا کلی نباشد. منظور از قرار رد دعوی زمانی است که دادگاه وارد ماهیت دعوی و اختلاف نشده باشد و اقدام به رد دعوی نموده باشد.

بر خلاف حکم بطلان دعوی که مطابق آن قاضی در ماهیت دعوی وارد شده و با احراز بی حقی خواهان حکم به بطلان دعوی خواهان صادر نموده است. در هر صورت باید قائل بر آن باشیم که واژه رد اصولا در خصوص آن دسته از آرایی کاربرد دارد که قاضی در جریان رسیدگی وارد ماهیت دعوی نشده است. قرار رد دعوی از جمله آرایی می باشد که در محاکم از سایر قرارهای قاطع دعوی صادر می شود. در خصوص هر یک از ایراد های مذکور در بند های 3 تا 11 ماده 84 قانون آئین دادرسی مدنی که آن ایراد توسط دادگاه پذیرفته باشد، قاضی اقدام به صدور این قرار می نماید.

بر خلاف حکم به بطلان دعوی که از اعتبار امر مختومه برخوردار است، قرار دعوی از اعتبار امر مختومه برخوردار نیست یعنی چنانچه قرار رد دعوی صادر شود خواهان آن دعوی این امکان را دارد که مجددا همان دعوی را علیه خوانده مطرح نماید اما در فرض صدور حکم بطلان دعوی خواهان مجاز به طرح مجدد آن دعوا علیه خوانده نمی باشد و در واقع این حکم اعتبار امر مختومه دارد.

 

آثار حکم به بطلان دعوی

وکیل حقوقی گروه وکلای دیده بان حقوق امیر در ادامه می گوید همانطور که در بالا توضیح دادیم مهم ترین اثر حکم به بطلان دعوی برخورداری آن از اعتبار امر مختومه می باشد بنابراین در خصوص خواسته ای که در جریان دادرسی مختوم به صدور حکم یطلان دعوی شده است خواهان قادر به طرح دعوی مجدد آن خواسته علیه خواند نیست.

به طور مثال فرض کنیم در جریان دادرسی خواهان درخواست رفع تصرف عدوانی خوانده را از ملکی نموده است اما در جریان دادرسی این خواهان قادر به اثبات تصرف سابق خود بر آن ملک و غیر قانونی بودن تصرف فعلی خوانده در آن ملک نبوده است و این پرونده در انتها منجر به صدور حکم بطلان دعوی خواهان گشته و این رای قطعی گشته است. در این صورت خواهان دیگر قادر به طرح دعوی رفع تصرف عدوانی آن ملک علیه آن خوانده نمی باشد.

 

موارد صدور حکم به بطلان دعوی 

مطابق ماده 199 قانون آئین دادرسی مدنی در کلیه امور حقوقی دادگاه علاوه بر رسیدگی به دلایل مورد استناد طرفین هرگونه تحقیق یا اقدامی که برای کشف حقیقت لازم باشد انجام خواهد داد. پس از این بررسی ها چنانچه دادگاه نتواند احراز کند که حق با خواهان پرونده می باشد و خواهان نسبت به خواسته مورد ادعای خود حقانیت دارد، در پایان جریان رسیدگی با اعلام ختم رسیدگی اقدام به صدور حکم مبنی بر بی حقی خواهان و بطلان دعوی خواهد نمود.

البته توجه داشته باشید اینکه ما در بالا به آن اشاره نمودیم که احکام صادره با مضنون حکم به بطلان دعوی اعتبار امر مختومه داشته و مانع طرح مجدد آن دعوی می باشد، به این معنی نیست که خواهان از حق قانونی خود نسبت به اعمال روش های اعتراضی به احکام صادره از دادگاه برخوردار نیست بلکه مانند هر جریان دادرسی دیگری خواهان حق تجدید نظر و یا در موارد قانونی حق فرجام خواهی و یا حتی اعاده دادرسی را دارا می باشد. اما در هر صورت پس از صدور حکم قطعی و یا در موارد قانونی حکم نهایی با مضنون بطلان دعوی آن خواسته هرگز به صورت مجدد از سوی خواهان بر علیه همان خوانده قابل طرح نمی باشد. 

به زبان ساده تر اگر بخواهیم حکم به بطلان دعوی را شرح دهیم باید بگوییم که دادگاه پس از بررسی پرونده حق را به خواهان نداده و خواهان آن پرونده نتوانسته است محکمه را جهت صدور رای به نفع خود با اسناد و مدارک ابرازی متقاعد نماید.

بطلان دعوی
بطلان دعوی

کلام آخر

گروه وکلای دیده بان حقوق امیر می گوید پس از آن که در این مقاله به بررسی حکم بطلان دعوی و عواقب آن پرداختیم قطعا متوجه شدید که اگر شما دعوی را نزد مراجع قضایی مطرح کنید و خواهان حقوق خود نیز باشید اما نتوانید به درستی از آن دفاع کنید و اسناد و مدارک تقدیمی شما به دادگاه کافی نباشد، چنانچه دادگاه حکم بر بطلان دعوی شما بدهد دیگر نمی توانید همان دعوی با همان خوانده را نزد دادگاه مطرح کنید.

حالا این سوال پیش می آید که بهترین راه برای احقاق حق خود چیست؟ گروه وکلای دیده بان حقوق امیر تاکید می کند که برای طرح دعوی خود نزد مراجع قضایی و تقدیم اسناد ومدارک و همچنین دفاع از خواسته خود از یک وکیل مجرب و متخصص بهره ببرید تا ایشان با تکیه بر اطلاعات کامل و کافی حقوقی و همچنین تجربه خود، شما را به حقوق خود برساند. شما می توانید برای مشاوره حضوری با گروه وکلای دیده بان حقوق امیر پس از هماهنگی به آدرس تهران، خیابان فلسطین شمالی، نبش کوچه شهید نجف غزایی عتیق، پلاک 475، طبقه پنجم، واحد 57 مراجعه فرمایید.

به این مطلب امتیاز دهید
این نوشته منتشر شده در مطالب حقوقی می باشد. جهت اضافه کردن به علاقمندی های مرورگر خود بر روی لینک صفحه کلیک نمایید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Call Now Button